ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)

78

لمعات الهيه (فارسى)

حيثيت تعيّن ، و عين حيثيت ذاتست ، و اين معنى عين مدعى است . تفريع " الهى " و تنبيه " ربوبى " از اين تحقيقات و بيانات و از اين براهين و دلايل ظاهر و آشكارا گرديد كه حقيقت واجب الوجود موصوف بكليت و عموم نمىتواند شد ، پس ذات مقدس او حقيقت جنسيه و حقيقت نوعيه و حقيقت فصليه و خاصه و عرض عام نمىتواند شد ، پس ظاهر شد بطلان قول جماعتى از جهال متصوفه كه حقيقت واجب الوجود را مفهوم وجود مطلق مىدانند چنان كه صدر محققين در امور عامه اسفار اربعه از ايشان نقل كرده است ، و تشنيع كرده است بر ايشان باينكه چگونه معنى مبهم و امر اعتبارى منشأ موجودات خارجيه و مبدأ حقايق عينيه متشخصه مىتواند شد ، و به اين راى سخيف در لمعات سابقه اشاره نمودم ، و نيز باطل شد قول كسانى كه توهم نموده‌اند كه حقيقت واجب الوجود نوع منحصر در فرد است ، مثل ماهيت عقل و قمر و شمس ، بلكه همه ابداعيات چنان كه در جاى خود محقق و مبرهن شد . ثمرة " الهية " و مسألة " ربوبية " [ اشاره به آنكه واجب داخل در تحت انواع و اجناس نمىباشد ] از اين بيانات و تبيانات نيز ظاهر و هويدا مىگردد كه حقيقت واجب الوجود در تحت جنسى از اجناس و نوعى از انواع و فصلى از فصول مندرج نمىتواند شد ، خواه بسيط باشند آن انواع ، و خواه مركب . بيان ظهور آنست كه امور مذكوره از سنخ ماهياتند ، و در مرتبهء ذوات خود ابا از كليت و عموم ندارند ، زيرا كه در تعريفات امور مذكوره كليت مأخوذ است ، و هرچيزى كه صلاحيت كليت و جزئيت دارد از سنخ معانى و ماهياتست - حتى مفهوم وجود مطلق نيز از جملهء ماهياتست ، و نسبت بافراد اضافيه و اعتباريهء خود از جملهء ذاتياتست ، زيرا كه داخل است در آنها و نسبتش به آنها نسبت جنسيت يا نوعيت است ، و آنچه كه در كتب مذكور و در السنه و افواه مشهور است كه مفهوم وجود مطلق ، عرض عام است ، نسبت بماهيات و حقايق وجوديه است نه نسبت بافراد اضافيه و اعتباريه ، و نيز در دو مسألهء سابقه محقق و مبرهن گرديد كه حقيقت واجب الوجود از سنخ ماهيات نيست ، و حيثيت تمام ذاتش و جهت تمام حقيقتش عين حقيقتى از حقايق وجوديه و